۱۳۹۱ فروردین ۱۲, شنبه

کنار جوی گزین، گوش سوی بلبل دار

در این چنین سره فصلی و نوبهاری خوش
خوشا کسی که کند عیش با نگاری خوش
کنار جوی گزین گوش سوی بلبل دار
کنون که هست به هر گوشه ای کناری خوش
گرت به دست فتد دامنی که مقصود است
بگیر دامن کوهی و لاله زاری خوش
بیا به وصل دمی روزگار ما خوش کن
به شکر آن که تو را هست روزگاری خوش
به رغم مدعیان در فراق او هر کس
بپرسدم که خوشی گویمش که آری خوش
مرا ز صحبت یاری گریز ممکن نیست
هزار جان عزیزم فدای یاری خوش
دل عبید نگردد شکار غم پس از این
گرش به دام بیفتد چنین نگاری خوش 

عبید زاکانی

هیچ نظری موجود نیست: