چند سال پیش بود که من و یک جمع چند نفره به هم رسیده بودیم و داشتیم یک دوره ی درسی را پیش می بردیم. موضوع دوره پیرامون مسائل زندگی انسان ها در جامعه بود و من از هر فرصتی استفاده می کردم که مفاهیم مورد نظر دوره را به صورت عینی تر و قابل لمس تر بیان کنم. یادم می آید هنگامی که یکی از حاضرین در کلاس در حال خواندن مطلبی بود، نوع خواندن و سرعت خواندن او مورد انتقاد و غر و لند سایر افراد حاضر قرار گرفت. البته من این برخورد را در دوره های دیگر هم و به دلایل دیگر هم مشاهده کرده بودم. این که تحمل و رواداری ما نسبت به سایرین خیلی اندک بود و می خواستیم همه را با الگوهای خود مورد ارزیابی و قضاوت قرار دهیم. همان جا یک نکته ی داخل پرانتز به دوستان آن دوره گفتم و آن این که بسیاری از تنگناهای موجود در جامعه ی ما و مشکلات پدید آمده ناشی از همین دید تحمل ناپذیر و ناشکیبای تک تک ما ایجاد شده و پابرجا گشته است. آن روزها البته گذشت و امروز داشتم به رفتار خودم در صحبت با شخصی فکر می کردم و تکرار همان ناشکیبایی، تحمل ناپذیری و عدم رواداری در برخورد با او. فقط خواستم یک تلنگر به خودم زده باشم و بگویم که از این چنبره ی نازیبا و ویرانگر خارج شوم، دیگران را ببینم، بشنوم، تحمل کنم، اصراری بر اصالت گفته های خودم و بی اصالتی گفته های طرف روبرو نداشته باشم و خلاصه این که با آزادی و به دور از جزمیت ذهن و کلام به استقبال ارتباط اجتماعی بروم. امیدوارم این اتفاق خوب در زندگی همه ی ما آدم ها تجربه شود. رواداری و تحمل پذیری؛ همین.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر