۱۳۹۰ دی ۲۵, یکشنبه

معین است که این روز و روزگار نماند

جهان و هر چه درو هست پایدار نماند
بیار باده که عالم به یک قرار نماند
غنیمتی شمر ای گل نوای عشرت بلبل
که برگ ریز خزان آید و بهار نماند
تو مست باده ی نازی ولی مناز که آخر
ز مستی ای که تو داری به جز خمار نماند
بسی نماند که خاکم زنند باد فراقت
روان بگردد و زان گرد و هم غبار نماند
به روز هجر هلالی ز روزگار چه نالی؟
معین است که این روز و روزگار نماند

هلالی جغتایی

هیچ نظری موجود نیست: