۱۳۹۰ آذر ۱۷, پنجشنبه

نگرش به زندگی از نوع اپیکوری *

«آن چه مورد نظر ماست، مجموعه ای از نظام ها و عقاید بیهوده نیست، بلکه هدف ما زندگی ای است که خالی از هر گونه ناآرامی و اضطراب باشد». بر مدخل باغ اپیکور (Epicyrus - فیلسوف یونانی و واضع مکتب اپیکوری؛ 270-342 قبل از میلاد)، این جمله ی افسانه ای واردان را استقبال می کرد: «ای میهمان، به تو در این جا خوش خواهد گذشت، زیرا در این جا خوشی والاترین نیک ها دانسته می شود». در این فلسفه، فضیلت به خودی خود هدف نیست، تنها وسیله ی لازمی است برای رسیدن به خوشبختی. «ممکن نیست که با حزم و شرافت و عدالت زندگی کرد، بدون این که خوش بود». تنها فرض مسلم فلسفه این است که لذت خوب است و درد بد. «وقتی می گوییم که لذت بزرگترین خوبی هاست از لذات آدمی هرزه و عیاش یا لذات نفسانی گفتگو نمی کنیم... بلکه قصدمان آزادی بدن از رنج و خلاصی روح از اضطراب است. زیرا مشروب خواری دایمی و لهو و لعب، یا معاشرت با زنان، یا شرکت در ضیافت ها، و خوردن ماهی و اغذیه ی گران بها نیست که زندگی را مطبوع می سازد، بلکه تفکر و اندیشه ی عاقلانه است که دلایل هر انتخاب و امتناعی را می سنجد و عقاید پوچی را که موجب اغتشاش فکر و آزار روح هستند طرد می نماید».
عقل تنها نجات دهنده ی ماست: ما را از اسارت شهوات، ترس از خدایان و وحشت مرگ خلاص می کند؛ به ما می آموزد که چگونه مصائب را تحمل کنیم و از خوبی های ساده ی زندگی و خوشی های ملایم روحی اذت عمیق و پایدار ببریم. اگر از روی شعور مرگ را قضاوت کنیم، می بینیم که چندان وحشتناک نیست؛ دردی که از مرگ متحمل می شویم، ممکن است به مراتب کوتاه تر و ملایم تر از آن باشد که بارها در زمان حیات دچارش گشته ایم، توهمات ابلهانه ی ما از مرگ است که آن را این همه وحشتناک جلوه می دهد. چون خوب بنگریم می بینیم که مرد عاقل با چه سهولت و ارزانی می تواند راضی و شاد باشد: هوای خوب، غذای ارزان، پناهگاه مناسب، یک رختخواب، چند کتاب و یک دوست. «هر چه طبیعی است به آسانی حاصل می شود، فقط آن چه بیهوده است خرج زیاد می طلبد». عادت دادن خود به زندگی ساده و طرق سهل تقریباً تنها راه مسلم سلامتی است. مرد عاقل به آتش جاه طلبی خود را نمی سوزاند و خود را به شهوت شهرت طلبی دچار نمی سازد، بر خوشبختی دشمنان و حتی دوستان خود رشک نمی برد، از رقابت تب آلود شهر و طوفان تقلاهای سیاسی حذر می کند؛ به دنبال آرامش روستا می رود و مطمئن ترین و عمیق ترین خوشی ها را آرامش جسم و جان می طلبد. «از بین تمام چیزهایی که عقل برای خوشبختی سر تا سر زندگی به ارمغان می آورد، دوستی از همه مهمتر است». دوستی های اپیکور از لحاظ استحکام و دوام ضرب المثل است. اصول ساده ی مکتب او را که در فلسفه اش متبلور است، می توان چنین خلاصه کرد: «از خدایان نباید ترسید؛ مرگ را نمی توان احساس کرد؛ هر چه را خوب است می توان جلب کرد؛ و آن چه را موجب ترس و وحشت ماست می شود برطرف ساخت».

تاریخ تمدن؛ ویل دورانت
جلد دوم: یونان باستان
کتاب پنجم؛ اضمحلال یونان، برگردان پارسی هوشنگ پیر نظر، ص 721 تا 724     

* مکتب اپیکوری و فلسفه ی ناشی از آن اشاره به نوعی حکمت مابعد الطبیعه و اخلاقیاتی دارد که رویکردی به زندگی همراه با لذت طلبی و آسایش دارد. واضع این نگرش فلسفی، اپیکور فیلسوف یونانی بوده است. در مقابل این دیدگاه، نوعی فلسفه ی مابعدالطبیعه ی زاهدانه و پرهیزکارانه به نام «مکتب رواقی» (Stoicism) نیز توسط زنون کیتیونی (Zeno of Citium) دیگر فیلسوف یونانی، هم عصر اپیکور پایه گذاری گردید که از آن با نام «فلسفه ی رواقی» نام برده اند.

هیچ نظری موجود نیست: