| فیثاغورس؛ فیلسوف یونانی حد 495 یا 496 - حد 570 قبل از میلاد |
نام یونانی فیثاغورس (Pythagoras) به معنی «زبان پوتیایی» است و پوتیا نام یکی از وخش های معبد آپولون در دلفی است. مطابق روایات متواتر تاریخی، فیثاغورس در حدود 580 در ساموس متولد شد، در کودکی نشانه های نبوغ در او دیده شد، سال ها برای ساختن شخصیت خود تلاش کرد و سی سال از عمر خویش را به سفر گذارنید. هراکلیتوس (Heracleitus- فیلسوف یونانی، مطرح در 500 قبل از میلاد) که در مدح امساک می ورزد، می گوید: «فیثاغورس بیشتر از هر کس در تحقیق و بحث می کوشید». روایات حاکی است که فیثاغورس به بلاد عرب و سوریه و فنیقیه و کلده و هند و گل سفر کرد و در بازگشت این پند بزرگ و شگفت انگیز را به جهانگردان ارزانی داشت: «هر گاه به خارج از دیار خود سفر می کنی، مرز و بوم خود را فراموش کن». یعنی به هر شهر بیگانه که می روی، تعصب را از خود دور کن. تردید نیست که فیثاغورس به مصر رفته و در آن جا با کاهنان بحث کرده و اختر شناسی و هندسه را آموخته و چه بسا که برخی از خرافات رایج را هم فرا گرفته است. چون به ساموس بازگشت، با طغیان پولوکراتس مواجه شد و به کروتونا مهاجرت کرد. در این وقت، متجاوز از پنجاه سال داشت. در کروتونا به تدریس پرداخت و شخصیت نافذ، دانش فراوان و استقبال او از طلاب مرد و زن، باعث شد که صدها شاگرد بدو روی آورند. فیثاغورس، دویست سال پیش از افلاطون، اصول تساوی زن و مرد را اعلام داشت و عملاً رعایت کرد. با این وصف، معتقد بود که زنان از لحاظ طبیعی از مردان متفاوتند و این دو گروه وظایفی متفاوت دارند. از این رو به شاگردان زن، علاوه بر فلسفه و آداب، فنون خانه داری و مادری نیز می آموخت. مردم آن روزگار، زنان فیثاغورسی را عالی ترین نمونه ی زنان تاریخ یونان دانسته اند.
فیثاغورس برای شاگردان خویش قوانینی وضع کرد، چندان که گویی می خواهد مدرسه اش را به صورت یک دیر در آورد. مطابق این قوانین، کسی که وارد مدرسه ی او می شد، پیمان وفاداری با استاد خود و دیگر شاگردان می بست. یکی دیگر از از موارد نظام نامه ی فیثاغورسی تحریم کشتن حیوانات بی آزار و انهدام درختان بود. سوگند خوردن جایز نیست، انسان باید چنان رفتار کند که مردم سخنان او را بدون سوگند بپذیرند. فیثاغورس خود این قوانین را در کمال دقت رعایت می کرد. همین شیوه سبب شد که در میان طلاب قدرت و احترام یابد، به طوری که سخت گیری های او را بدون اندکی مخالفت تاب آورند و در هر بحثی به او استناد جویند. شرط پیوستن به انجمن فیثاغورسی، علاوه بر تطهیر جسم از راه پرهیز و خویشتن داری، دستیابی بر طهارت روحی از راه تحصیل معارف بود. شاگرد تازه وارد می باید که «سکوت فیثاغورسی» را مدت پنج سال اکیداً مراعات کند و گویا منظور از «سکوت فیثاغورسی»، تمکین بی چون و چرا به اوامر انجمن بود. مبتدی پس از پنج سال تعلیم، به عضویت انجمن مشرف می شد و برای استفاده از محضر شخص فیثاغورس رخصت می یافت.
تاریخ تمدن؛ ویل دورانت
جلد دوم: یونان باستان
کتاب دوم؛ تکامل یونان، برگردان پارسی امیر حسین آریان پور، ص 184 و 185
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر