...اسکیموها تعجب می کنند که چرا مردم اروپا، که دین واحدی دارند، مانند حیوانات به جان هم می افتند و اراضی را از دست یکدیگر می ربایند. این اسکیموها به سرزمین خود می گویند: « تو چقدر خوشبختی که در زیر یخ و برف مستوری! چقدر مایه ی خوشبختی است که اگر هم در تو طلا و نقره ای موجود باشد -که اروپائیان این اندازه نسبت به آن آزمندند- زیر این قشر ضخیم برف و یخ مستور شده و هرگز دست به آن نمی رسد؛ بی حاصلی تو، مایه ی سعادت ماست و ما را از دستبرد متجاوزان محفوظ می دارد».
تاریخ تمدن؛ ویل دورانت
جلد اول: مشرق زمین گاهواره ی تمدن
مقدمه؛ پیدایش تمدن، برگردان پارسی احمد آرام، ص 30

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر