در روز 3 مارس (1521) آلئاندرو به دیت پیشنهاد کرد که بی درنگ فرمان محکومیت لوتر را صادر کند. دیت با این پیشنهاد مخالفت ورزید و اعلام داشت که نمی تواند قبل از شنیدن سخنان لوتر به محکومیت رأی دهد. از این روی، شارل لوتر را برای دفاع از اندیشه ها و نوشته هایش به ورمس (Worms؛ شهر آزاد امپراطور مقدس روم، بر رود راین، اکنون در آلمان غربی) فرا خواند و بدو نوشت: « از تعدی و تعریض نباید هراسان باشی، زیرا از حمایت ما برخوردار خواهی بود». لوتر در روز دوم آوریل ویتنبرگ را به عزم حضور در دیت ترک گفت. چون لوتر به ورمس نزدیک شد، شپالاتین شتابان بدو خبر داد که به شهر در نیاید و بی درنگ به ویتنبرگ بازگردد. لوتر پاسخ داد: «اگر چه به اندازه ی سفال های پشت بام خانه ها دیو در ورمس موجود است، لیکن از حضور در دیت سر باز نخواهم زد». خبر ورود مارتین در ورمس پیچیده بود، و هنگام ورود وی قریب دو هزار تن از ساکنان شهر کجاوه ی حامل او را در میان گرفتند. لوتر در روز 17 آوریل، با جامه ی رهبانی، در شورایی حضور یافت که امپراطور و شش تن برگزینندگان، انبوهی از شاهزادگان و نجبا و شارمندان و نخست کشیشان و نیز جیرولامو آلئاندرو، با اسناد رسمی و اختیاراتی که از جانب پاپ بدو داده شده بود، در آن گرد آمده بودند. بر میز ی نزدیک لوتر کتاب های وی قرار داشت. یوهاک اک از لوتر پرسید که آیا این کتاب ها را وی تصنیف کرده و آیا حاضر است همه بدعت هایی را که در آن هاست انکار کند. لوتر، که در برابر امپراطور و مقامات کلیسایی اندکی خویشتن را باخته بود، با لحن آهسته و تردید آمیزی پاسخ داد که کتاب ها را او نوشته است، ولی برای پاسخ دادن به پرسش دوم از دیت مهلت خواست تا اندکی بیشتر درباره ی آن بیندیشد. شارل یک روز به او مهلت داد. لوتر، پس از بازگشت به محل اقامت خود، پیامی از اولریش فون هوتن دریافت داشت که در آن از وی تقاضا شده بود در عقیده ی خویش استوار بماند. تنی چند از نمایندگان دیت نیز پنهانی با لوتر تماس گرفتند و وی را به پایداری در عقیده اش تشجیع کردند. ظاهراً، بسیاری دریافته بودند که پاسخ نهایی لوتر سرآغاز تحولی در تاریخ جهان خواهد شد.
مارتین روز بعد با عزم راسخ تری در دیت حضور یافت. جمعیت چنان در تالار موج می زد که حتی برگزینندگان امپراطور به سختی توانستند راه را به سوی صندلی های خویش بگشایند، و بسیاری از حاضران بر پا ایستادند. اک بار دیگر روی به مارتین کرد و پرسید که آیا حاضر است تمام یا قسمتی از نوشته های خود را انکار کند؟ لوتر پاسخ داد که ایرادهایی وی بر کجروی های کلیسا به تصدیق همگان موجه و به جاست. امپراطور با فریاد «نه!» سخن لوتر را قطع کرد. ولی لوتر به گفتار خویش ادامه داد و این بار خود شارل را مخاطب قرار داد و گفت: «هر گاه از عقیده ی در این مورد عدول کنم، راه را برای ستمگری و کفر دامنه دارتری هموار خواهم کرد؛ و هر گاه معلوم شود که به درخواست امپراطور مقدس روم چنین کرده اند، عمل من نتایج شوم تری به بار خواهد آورد». لوتر درباره ی آن قسمت از نوشته هایش که جنبه ی عقیدتی داشت اعلام کرد که حاضر است هر آن چه را که با کتاب مقدس مغایرت دارد پس بگیرد.
لوتر پاسخ تاریخی خود را به زبان آلمانی ادا کرد:
هم چنان که اعلی حضرت و سروران محترم انتظار دارند، پاسخ خود را ساده و روشن بیان می کنم. ...تا گناه من به شهادت «کتاب مقدس» و یا برهانی انکار ناپذیر به ثبوت نرسد (من مرجعیت پاپ یا شوراهای کلیسایی را قبول ندارم، زیرا نظریات آنان ناقض یکدیگر بوده اند)، وجدانم اسیر کلام خدا خواهد بود. من نه می توانم و نه حاضرم سخنانم را انکار کنم، زیرا هر آن چه با وجدانم مخالف باشد ناصواب و نامطمئن است. خداوند مرا یاری کند. آمین.
اک اعتراض کنان گفت که نمی توان ثابت کرد مصوبات شوراهای کلیسایی متضمن اشتباه بوده است. لوتر پاسخ داد که حاضر است از این اشتباهات پرده بر گیرد، ولی امپراطور، با تغیر، سخن وی را قطع کرد و گفت: «کافی است! چون او منکر صلاحیت شوراهای کلیسایی است، حاضر نیستم بیش از این سخنان وی را بشنوم». لوتر خسته و ناراحت به اقامتگاه خود بازگشت، ولی اطمینان داشت، از زمانی که کارلایل (Thomas Carlyle؛ ادیب بریتانیایی، 1881-1795) آن را «مهمترین لحظه ی تاریخ نوین بشر» خوانده است، وظیفه ی خویش را درست انجام داده است. امپراطور هم مانند راهب سخت مشوش شده بود، می اندیشید که هر گاه افراد کتاب مقدس را شخصاً تفسیر کنند و در رد یا قبول فرمان های مدنی یا کلیسایی به تشخیص یا انگیزه ی وجدان خویش آزاد باشند، نظم اجتماع از هم خواهد گسست، زیرا این نظم از نظر وی بر قانون اخلاقی ناشی از معتقدات مذهبی و احکام مابعد الطبیعه استوار بود. امپراطور در روز 19 آوریل گروهی از شاهزادگان و فرمانروایان با نفوذ را نزد خود خواند و بیانیه ای را به زبان فرانسه درباره ی ایمان و کردار مسیحی، که ظاهراً به دست خود او نوشته شده بود، به آنان ارائه داد:
نسب من به دودمان کهن امپراطوران مسیحی ملت نجیب آلمان، به شاهزادگان کاتولیک اسپانیا، به دوک های بزرگ اتریش و به دوک های بورگونی می رسد. نیاکان من تا پای جان به کلیسای رم وفادار بوده و از ایمان کاتولیک و حرمت پروردگار دفاع کرده اند. من نیز بر آنم که مسیر آنان را طی کنم. راهبی که یک تنه بر ضد مسیحیت هزار ساله قیام کرده در اشتباه است. از این روی تصمیم گرفته ام سرزمین های خویش، جان دوستان، تن خود، خون خود، زندگی خود و روح خود را در گرو حراست از دین و ایمانم نهم. ...پس از شنیدن مدافعات خیره سرانه ی دیروز لوتر، از این که تا کنون در برابر او و بدآموزی های او خاموش نشسته ام تأسف می خورم؛ مرا با وی کاری نیست و او می تواند در زیر حمایت من به موطنش باز گردد؛ ولی حق ندارد سخنی بر زبان راند و بلوا و آشوب بر پا سازد. از این پس با وی چون بدعت گذاری رسوا رفتار خواهم کرد، و از شما تقاضا دارم، همچنان که وعده داده اید، آمادگی خویش را به پشتیبانی از اقدامات من اعلام دارید.
چهار تن از برگزینندگان به درخواست شارل پاسخ مساعد دادند. فردریک، برگزیننده ی ساکس، و لودویک، برگزیننده ی کاخنشین، از قبول تقاضای امپراطور سر باز زدند. لوتر در روز 26 آوریل ورمس را به قصد ویتنبرگ ترک گفت. لئو دهم طی فرمانی اخطار کرد وعده ی امپراطور، مبنی بر صیانت جان لوتر، باید محترم شمرده شود. با وجود این، فردریک از ترس آن که مبادا پس از سر رسیدن مهلت وعده ی حمایت امپراطور، در روز 6 ماه مه، مأموران امپراطور در صدد دستگیری لوتر برآیند، به رغم تمایل لوتر، تصمیم گرفت وی را طی یک حمله ی ساختگی از بین راه برباید و در دژ وارتبورگ (Wartburg؛ دژی نزدیکی آیزناخ آلمان) پنهان کند.
در روز 6 ماه مه، امپراطور پیش نویس فرمان ورمس را، که به دست آلئاندرو تهیه شده بود، در دیت مطرح کرد. در این قطعنامه، لوتر متهم شده بود که: زناشویی را ملوث کرده، اعتراف به گناه را از اعتبار انداخته و جسم و خون خداوند ما را منکر شده است. آیین های مقدس را به ایمان کسی که در این آیین ها شرکت می جوید، واگذار کرده است. او، با انکار آزادی اراده ی انسان، بی دین شده است. این مرد دیو سیرت، در نقاب رهبانیت، خطاهای از دین برگشتگان پیشین را در مرداب متعفنی جمع کرده و خود نیز خطاهای تازه ای بر آن ها افزوده است. او منکر این است که پاپ مفتاح آسمان ها را به دست دارد؛ و مسیحیان را تشویق می کند که دست خویش را به خون روحانیان بیالایند. تعلیمات وی نتیجه ای جز عصیان و سرکشی، تفرق و جدایی، جنگ و کشتار، غارتگری و نابودی مسیحیت در بر ندارد. او چون جانور درنده ای زندگی می کند، فرمان های پاپ را آتش می زند، و تکفیر مقامات کلیسایی و قدرت فرمانروایان را خوار و ناچیز می شمارد. زیان او برای نظم اجتماع بیش از زیانی است که به قدرت کلیسا می زند. ما برای آن که وی را از کجروی باز داریم، کوشش بسیار کردیم، ولی او جز «کتاب مقدس» معیار و مرجعی برای ایمان خویش نمی شناسد و آن را به دلخواه خویش تعبیر می کند. ما بیست و یک روز به او مهلت دادیم که از 15 آوریل آغاز می شود. ...پس از انقضای این مدت، کسی مجاز نیست وی را پناه دهد. پیروان او نیز باید محکوم شوند. کتاب های وی باید از خاطره ها زدوده شوند.
دو روز پس از طرح فرمان، دیت فرمان را تصویب کرد و این فرمان در روز 26 ماه مه رسماً از طرف شارل انتشار یافت. آلئاندرو خدا را سپاس گفت و دستور داد کتاب های لوتر را، هر جا بیابند، بسوزانند.
تاریخ تمدن؛ ویل دورانت
جلد ششم: اصلاح دینی
کتاب دوم؛ انقلاب دینی، برگردان پارسی سهیل آذری، 429 تا 433
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند؛ مارتین لوتر - 1
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند؛ مارتین لوتر - 2
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند؛ مارتین لوتر - 3
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند؛ مارتین لوتر - 4
![]() |
| گئورگ شپالاتین، مصلح دینی آلمانی ؛ 1545-1484 |
لوتر پاسخ تاریخی خود را به زبان آلمانی ادا کرد:
هم چنان که اعلی حضرت و سروران محترم انتظار دارند، پاسخ خود را ساده و روشن بیان می کنم. ...تا گناه من به شهادت «کتاب مقدس» و یا برهانی انکار ناپذیر به ثبوت نرسد (من مرجعیت پاپ یا شوراهای کلیسایی را قبول ندارم، زیرا نظریات آنان ناقض یکدیگر بوده اند)، وجدانم اسیر کلام خدا خواهد بود. من نه می توانم و نه حاضرم سخنانم را انکار کنم، زیرا هر آن چه با وجدانم مخالف باشد ناصواب و نامطمئن است. خداوند مرا یاری کند. آمین.
اک اعتراض کنان گفت که نمی توان ثابت کرد مصوبات شوراهای کلیسایی متضمن اشتباه بوده است. لوتر پاسخ داد که حاضر است از این اشتباهات پرده بر گیرد، ولی امپراطور، با تغیر، سخن وی را قطع کرد و گفت: «کافی است! چون او منکر صلاحیت شوراهای کلیسایی است، حاضر نیستم بیش از این سخنان وی را بشنوم». لوتر خسته و ناراحت به اقامتگاه خود بازگشت، ولی اطمینان داشت، از زمانی که کارلایل (Thomas Carlyle؛ ادیب بریتانیایی، 1881-1795) آن را «مهمترین لحظه ی تاریخ نوین بشر» خوانده است، وظیفه ی خویش را درست انجام داده است. امپراطور هم مانند راهب سخت مشوش شده بود، می اندیشید که هر گاه افراد کتاب مقدس را شخصاً تفسیر کنند و در رد یا قبول فرمان های مدنی یا کلیسایی به تشخیص یا انگیزه ی وجدان خویش آزاد باشند، نظم اجتماع از هم خواهد گسست، زیرا این نظم از نظر وی بر قانون اخلاقی ناشی از معتقدات مذهبی و احکام مابعد الطبیعه استوار بود. امپراطور در روز 19 آوریل گروهی از شاهزادگان و فرمانروایان با نفوذ را نزد خود خواند و بیانیه ای را به زبان فرانسه درباره ی ایمان و کردار مسیحی، که ظاهراً به دست خود او نوشته شده بود، به آنان ارائه داد:
نسب من به دودمان کهن امپراطوران مسیحی ملت نجیب آلمان، به شاهزادگان کاتولیک اسپانیا، به دوک های بزرگ اتریش و به دوک های بورگونی می رسد. نیاکان من تا پای جان به کلیسای رم وفادار بوده و از ایمان کاتولیک و حرمت پروردگار دفاع کرده اند. من نیز بر آنم که مسیر آنان را طی کنم. راهبی که یک تنه بر ضد مسیحیت هزار ساله قیام کرده در اشتباه است. از این روی تصمیم گرفته ام سرزمین های خویش، جان دوستان، تن خود، خون خود، زندگی خود و روح خود را در گرو حراست از دین و ایمانم نهم. ...پس از شنیدن مدافعات خیره سرانه ی دیروز لوتر، از این که تا کنون در برابر او و بدآموزی های او خاموش نشسته ام تأسف می خورم؛ مرا با وی کاری نیست و او می تواند در زیر حمایت من به موطنش باز گردد؛ ولی حق ندارد سخنی بر زبان راند و بلوا و آشوب بر پا سازد. از این پس با وی چون بدعت گذاری رسوا رفتار خواهم کرد، و از شما تقاضا دارم، همچنان که وعده داده اید، آمادگی خویش را به پشتیبانی از اقدامات من اعلام دارید.
چهار تن از برگزینندگان به درخواست شارل پاسخ مساعد دادند. فردریک، برگزیننده ی ساکس، و لودویک، برگزیننده ی کاخنشین، از قبول تقاضای امپراطور سر باز زدند. لوتر در روز 26 آوریل ورمس را به قصد ویتنبرگ ترک گفت. لئو دهم طی فرمانی اخطار کرد وعده ی امپراطور، مبنی بر صیانت جان لوتر، باید محترم شمرده شود. با وجود این، فردریک از ترس آن که مبادا پس از سر رسیدن مهلت وعده ی حمایت امپراطور، در روز 6 ماه مه، مأموران امپراطور در صدد دستگیری لوتر برآیند، به رغم تمایل لوتر، تصمیم گرفت وی را طی یک حمله ی ساختگی از بین راه برباید و در دژ وارتبورگ (Wartburg؛ دژی نزدیکی آیزناخ آلمان) پنهان کند.
در روز 6 ماه مه، امپراطور پیش نویس فرمان ورمس را، که به دست آلئاندرو تهیه شده بود، در دیت مطرح کرد. در این قطعنامه، لوتر متهم شده بود که: زناشویی را ملوث کرده، اعتراف به گناه را از اعتبار انداخته و جسم و خون خداوند ما را منکر شده است. آیین های مقدس را به ایمان کسی که در این آیین ها شرکت می جوید، واگذار کرده است. او، با انکار آزادی اراده ی انسان، بی دین شده است. این مرد دیو سیرت، در نقاب رهبانیت، خطاهای از دین برگشتگان پیشین را در مرداب متعفنی جمع کرده و خود نیز خطاهای تازه ای بر آن ها افزوده است. او منکر این است که پاپ مفتاح آسمان ها را به دست دارد؛ و مسیحیان را تشویق می کند که دست خویش را به خون روحانیان بیالایند. تعلیمات وی نتیجه ای جز عصیان و سرکشی، تفرق و جدایی، جنگ و کشتار، غارتگری و نابودی مسیحیت در بر ندارد. او چون جانور درنده ای زندگی می کند، فرمان های پاپ را آتش می زند، و تکفیر مقامات کلیسایی و قدرت فرمانروایان را خوار و ناچیز می شمارد. زیان او برای نظم اجتماع بیش از زیانی است که به قدرت کلیسا می زند. ما برای آن که وی را از کجروی باز داریم، کوشش بسیار کردیم، ولی او جز «کتاب مقدس» معیار و مرجعی برای ایمان خویش نمی شناسد و آن را به دلخواه خویش تعبیر می کند. ما بیست و یک روز به او مهلت دادیم که از 15 آوریل آغاز می شود. ...پس از انقضای این مدت، کسی مجاز نیست وی را پناه دهد. پیروان او نیز باید محکوم شوند. کتاب های وی باید از خاطره ها زدوده شوند.
دو روز پس از طرح فرمان، دیت فرمان را تصویب کرد و این فرمان در روز 26 ماه مه رسماً از طرف شارل انتشار یافت. آلئاندرو خدا را سپاس گفت و دستور داد کتاب های لوتر را، هر جا بیابند، بسوزانند.
تاریخ تمدن؛ ویل دورانت
جلد ششم: اصلاح دینی
کتاب دوم؛ انقلاب دینی، برگردان پارسی سهیل آذری، 429 تا 433
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند؛ مارتین لوتر - 1
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند؛ مارتین لوتر - 2
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند؛ مارتین لوتر - 3
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند؛ مارتین لوتر - 4

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر