شهناز شهنواز هنوز در کنار ماست و چه نیکبختی بزرگی برای نسل هایی که او را با چشم دیده اند و به صدای جادویی تارش گوش داده اند. نود و یک سال پیش بوده است روزی که قرار بر آمدنش به جهان شد و چنین روزی این اتفاق خجسته روی داد. او نیز مانند بسیار هم نسلانش آمده بود تا جور دیگر دیدن و جور دیگر آفریدن را در زندگی خود به نمایش بگذارد و چه زیبا چنین کرد در تمام عمر هنری خود و چه پنجه ها از شوق بر ساز خود گذارد و چه نغمه ها از دل آفرید.
جلیل شهناز در اول خرداد یک هزار و سیصد خورشیدی در اصفهان چشم بر دنیا گشود و به ناگهان با صدای آموخته ی تار خود، به عنوان یکی از برجستگان مکتب تارنوازی موسیقی ایرانی، خود را شناساند و بسیار نوازندگان و خوانندگان افتخار بزرگ هم نوازی و هم نوایی با ساز کوک و دلکش او را در کارنامه ی هنری و حرفه ای خود ثبت نمودند.
شهناز امروز نود و یک ساله شده است و هنوز صدای ساز او یگانه است و ویژه ی خود او. بخشی از آثار گران بهای او که در برنامه های رادیو ایران سال های دور، زیر عناوین بسیاری چون برنامه های گل ها و تکنوازان اجرا شده است، در سال های اخیر توسط موسسه ی گران سنگ آوای چهار باغ روانه ی بازار موسیقی ایران شد و بخشی از گنج شایگان شهناز را به نسل های کمتر آشنا با وی شناساند. آلبوم «عطر افشان»، «افتخار آفاق»، «باغ نوا»، «نوید بهاری»، «تار و ترمه» و«عشق و زندگی» بخشی از آثار منتشر شده ی او در زمینه ی تکنوازی تار بوده است. یکی از زیباترین آثار منتشر شده از وی، آلبومی زیر عنوان «دفتر تار و آواز 1 و 2» بوده است که مربوط به تمرین پیش از اجرای علی رستمیان با ساز شهناز است. توضیحات و خاطرات جلیل شهناز به علاوه ی لهجه ی دلنشین و زیبای او در این آلبوم، شنیدن آن را با لطفی دو چندان همراه می سازد. غیر از این، آلبوم «شهناز شهنواز» که بخش هایی از آثار شهناز در برنامه ی تکنوازان رادیو ایران را در خود گرد آورده است نیز به تازگی توسط موسسه ی آوای باربد به بازار موسیقی راه یافته است و شنیدن تارنوازی جلیل خان شهناز در دستگاه های گوناگون موسیقی ملی ایران، لحظات خوشی را می آفریند.
مهر گردون زادروز این هنری مرد بزرگ ایران زمین را گرامی داشته، آرزوی سلامتی و بودن و نفس کشیدن او در فضای هنر موسیقی سرزمینمان را داشته و چون صحنه ی زیبایی که محمد رضا شجریان آفرید و بر دستان او بوسه زد، به دستان آفرینش گر او به گونه ای مجازی بوسه می زند و به احترامش دست ادب بر سینه می نهد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر